سيد محمد مهدى جعفرى

32

سيد رضى ( فارسى )

به سر مىبرد ، هنگامى كه از عراق به معرّه در سال 400 ه باز گشت ، از او پرسيدند سيد مرتضى را چگونه ديدى ؟ وى در پاسخ گفت : يا سائلى عنه لما جئت تسأله * ألا و هو الرجل العارى من العار لو جئته لرأيت النّاس في رجل * و الدّهر في ساعة و الأرض في دار اى آنكه آمده‌اى در بارهء او از من بپرسى ، هان بدان كه او شخصى پيراسته از هر عيب و ننگ است ، اگر به نزدش روى بيگمان همهء مردم را در يك شخص مىبينى ، و همهء روزگار را در لحظه‌اى و جهان را در خانه‌اى . « 1 » از ابن خلكان ( ف . 681 ه ، و فيات الأعيان 3 ) به بعد ، عده‌اى مانند ابن اثير ( ف . 739 ه ، مختصر الوفيات ) ، ذهبى ( ف . 748 ه ، ميزان الاعتدال ) ، صفدى ( ف . 764 ه ، الوافى بالوفيات ) ، يافعى ( ف . 768 ه ، مرآت الجنان ) ، ابن حجر ( ف . 852 ه ، لسان الميزان ) و ابن العماد ( ف . 1089 ه ، شذرات الذهب ) همگى تحقيق نكرده و به پيروى از ابن خلّكان ، سيّد مرتضى را گرد آورندهء نهج البلاغه و سازندهء همه يا بيشتر محتويات آن مىدانند كه در جاى خود پاسخ داده خواهد شد . « 2 » سيد رضى بدين برادر بزرگوار احترام مىگذاشت و او را بسى بزرگ مىداشت ، و در ديوان او اشعارى در تبريك به وى به مناسبتهاى مختلف ، از جمله تولد فرزند ، يا در رثاى يكى از فرزندانش ، وجود دارد . سيّد مرتضى هم او را بسيار دوست مىداشت ، و چون سيد رضى در گذشت از شدّت ناراحتى نتوانست در خانهء بماند ، و قصيده‌اى در رثاى برادر سرود . بدين مطلع : يا للرجال لفجعة جذمت يدي * و وددت لو ذهبت عليّ برأسي

--> ( 1 ) . على دوانى ، نهج البلاغه و گرد آورندهء آن ، ص 33 . ( 2 ) . سيد محمد مهدى جعفرى ، آشنايى با نهج البلاغه ، صفحات 45 و 46 .